کارل گوستاویونگ میگوید:"از نظر روانشناسی هیچ چیز بیش اززندگی نزیسته ی والدین بر محیط آن ها به ویژه فرزندانشان تاثیر نمی گذارد."

 

پدر و مادرها معمولا تلاششان بر این است که فرزندانشان را به آن چیزی که دوست دارند تبدیل کنند و نظرو علاقه ی خود را به آنها تحمیل می کنند،این باعث می شود علایق خود را برای همیشه در نیمه ی تاریک خود دفن کنند و برای رسیدن به آن ها هیچ تلاشی نکنند.

آن ها سعی می کنند که به فرد ایده آل برای پدر و مادرشان تبدیل شوند و تمام عمر با افسوس از دست رفتن علایق و خود واقعیشان زندگی کنند.

تقریبا هیچ پدر و مادری فرزند خود را به هنرمند شدن تشویق نمی کند و اجازه نمی دهد که خلاقیت درونی کودک نمایان شود و آن را سرکوب می کنند.

 

 

جولیا کامرون هنرمندان سایه وار را اینگونه تفسیر میکند"اغلب از رویا های تابناک خود برای این که هنر را حرفه ی خویش سازند دست می کشند،و در جهان نیمه ی تاریک ای کاش ها و افسوس ها مستقر می شوند در آن جا گرفتار میان رویا ی دست زدن به عمل و ترس از شکست،هنرمندان سایه وارزاییده می شوند."

این هنرمندان سایه وار در آینده  به هر جایگاهی هم که برسند از خود   رضایت کامل ندارند،همیشه در درون خود به دنبال چیزی می گردند و سعی می کنند در زندگی چیزی را انتخاب کنند که به آن چیزی که می خواستند نزدیک باشد ولی به خاطر ترس هرگزمستقیم به سراغش نمی روند و همیشه فکر میکنند که دیگر دیر شده است و فقط از دور به صدای رویای خود گوش می دهند.

فروغ اسفندیاری

 

رنک بازار